نتیجه ی مهمونی
سلام به همه ی دوستای گل خودم
روز پنجشنبه صبح ساعت 10 من با بابایی رفتم خونه ی مامان جون
ولی عسل رو گذاشتم پیش مامانی و بابا
خیلی دلتنگ عسل بودم
همه دعوام کردن که چرا عسل رو نیاوردی
خب دیگه خلاصه شب عسل خانم به همراه بابا و مامانی وبابایی اومدن خونه ی مامان جون
اول محکم گرفتمش بغلم و چلوندمش
و حسابی بوس بارونش کردم
و حسابی بوس بارونش کردممامانی میگفت که عسل خانم قشنگ بازی کرده
و غذاشو خورده 
و غذاشو خورده 
الهی من فدای دختر گلم بشم 
بعد افطار عسل خانم شروع کرد به رقصیدن اونم چه رقصی
بلا اولش بابا کرم رقصید و بعدش آذری و عربی
خیلی هم ناز میرقصید
خلاصه اون شب خیلی خوش گذشت و عالی بود.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نتیجه ی مهمونی
